تبليغاتX
ایرانی....... ایرانی باش...!!!
       به نام آفریننده زیبایی ها    

سلام و درود به تمام دوسنان آریایی من که این مطلب را می خوانند

بعد از دو ماه که در مرکز آموزش ۰۷انفرادی(مرا ۰۷  کازرون) امریه ام را گرفتم متوجه شدم که برای ادامه خدمتم باید به شهر ارومیه  (لشگر ۶۴ پیاده) بروم .

راستش را بخواهید اصلآ شوق نوشتن برایم نمانده در این ۵روز گذشته که در تهران به سر بردم تمام مدت بدو بدو کردم برای تهیه مایحتاج و رزو بلیت برای رفتن فقط تنها خوبی که دارد این است که با ۷نفر از گروهان خودمان در یک پادگان هستیم و خوش میگذرد 

خوب اصل مطلب این بود که بگویم برای مدت طولانی وبلاگ نویسی را ترک میکنم( دست کم ۳-۴ ماه)و فقط اگر نظری بود میخوانم و جواب میدهم.

در پایان باید از تمام دوستانی که در طول این مدت من را یاری دادند تشکر کنم.

                   

                               *از نی سوخته مخواه سرود امید را*

آی دی که من گاهی با آن چت میکنم:beauti_pepole@yahoo بهروز

 

                   خدانگهدار


+ نگارش شده در پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 9:45 بعد از ظهر
توسط بهروز موضوع: |
 

                   به نام یزدان پاک    

سلام و درود بر دوستان آریایی من بعد ۲۵روز که از خدمتم میگذرد به روز کردم وقتم خیلی کم است و باید بازگردم به پادگان و نمیتوانم مطلبی از خودم بگذارم ولی یک مطلب در وبلاگ دوستان دیدم که برای شما گذاشتم تا مرخصی بعذ که شاید بتوانم از خودم یک مطلب بگذارم.

               نخوانند بر ما کسی آفرین    چو ویران بود بوم ایران زمین

                              

کوروش بزرگ دگر بار فرزندان راستین خود را به یاری می خواند . در روز 29 اکتبر روز جهانی کوروش بزرگ ( 8 آبان ) و نوروز 88  در پاسارگاد به گرد هم آییم . تا یگانگی خود را بیش از پیش به رخ فرزندان ضحاک بکشیم  و برای توقف آبگیری سد ننگین سیوند که نابودی پاسارگاد را سرانجام می شود اعتراض کنیم
کوروش بزرگ باید دگر بار فرزندان خود را در کنار خود ببینید
دست یاری به سوی شما  ، ای هم میهن  دراز می کنیم تا در این حرکت ما را تنها نگذارید
اطلاعات دقیق تر در هفته های پایانی اعلام خواهد شد . دوستان تارنما و تارنگار نویس ، با نوشتن این فرخوان و آنرا به گوش ایرانیان برسانید


بر گرفته ار وبلاگ آتش میهن


+ نگارش شده در پنجشنبه 11 مهر1387ساعت 3:13 بعد از ظهر
توسط بهروز موضوع: |
              به نام یزدان پاک       

                 خدایا آرامشی عطا فرما تا بپزیرم آنچه را  نمیتوانم تغییر دهم

                            شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم

                                 و دانشی تا تفاوت آن دو را بدانم

         


+ نگارش شده در چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 7:19 بعد از ظهر
توسط بهروز موضوع: |
    به نام آنکه گر حکم کند محکومیم      

خدمت سربازی در کلام امام (ره) و مقام معظم رهبری:

**خدمت سربازی از عبادت اسلام است**رژه‌ی نظامیان در تهران (سپتامبر ۲۰۰۷)

 

 

 

 

 

آيا تا كنون با خود انديشيده ايد كه به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟

چرا از قديم و نديم گفته اند كه تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!

چرا اكثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!

چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري كه هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!

و چرا اكثر پسرهايي كه قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشكلاتي مواجه مي شوند؟!

هدف از طرح اين سوالات ، آماده كردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه ميباشد !

پاسخ تمام سوالات فوق در يك جمله خلاصه مي شود و آن اين است كه ( خدمت سربازي يك دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انكار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است كه از ديرباز ، در اكثر كشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذكور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترك را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نكنند !


و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :

۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي كچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، كچلت خواهند كرد ! البته اين كچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترك توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، كندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند كه اين كچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون كل پا مي شيم !


۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان


۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نكته اشاره كرد كه اكثر سربازي رفته ها و اكثر مردان متاهل متفق

القول هستند كه در اين ايام ، هر روز به اندازه يكسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حكم ساعت را پيدامي كنند كه به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !


۶- و در نهايت اينكه چند ماه پس از آنكه كارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت كرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد كه : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )زيرا آن موقع است كه تازه دوزاريتان جا مي افتد كه با اين كارت و قباله نه كاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر كه شما را به بهانه آنها در اين راه وارد كرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد كه تنها مورد استفاده اي كه براي شما خواهند داشت اين است كه مي توانيد از آنها براي امانت دادن به كلوپ جهت كرايه فيلم استفاده نماييد !!!

و يا منزل مسكوني مشترك ( خانه بخت ) ، هر مردي يك فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود كه اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خودرا بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي كشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !

۳- شباهت سوم در اين نكته اقتصادي خلاصه مي شود كه چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي كه در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست كه كفاف بر طرف كردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز كردن و يا خرج كردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم كه جان بكنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد كرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يكي بايد كار كنه تا اون يكي حال كنه !

۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو كردن است ! بدين معنا كه هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است كه قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي كند كه اي كاش هنوز هم در كنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد كرد كه چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا كه در پادگان و خانه مشترك ديگر كسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، كسي نازش را نمي كشد و ... و فقط خود اوست كه مسئول انجام تمام كارهاي شخصي اش و نيز كارهاي چند نفر ديگر مي باشد   !

  بر گرفته از وبلاگhttp://shayan7777.blogfa.com/

 خدمت سربازی در خلیج همیشه فارس ایران

 

 

غولی" به نام سربازی

امیر 22  سال دارد. بلافاصله بعد از دیپلم وارد دانشگاه شده، به موقع درسش را تمام کرده و حالا آماده است تا وارد بازار کار شود. اما غولی به نام "سربازی" جلوی او ایستاده و اجازه نمی‌دهد او در مسیری که دوست دارد بیفتد.

قانون خرید خدمت سربازی به خاطر ایجاد فاصله طبقاتی، چند سالی است که لغو شده. تا وقتی این قانون بود، آنهایی که پول داشتند با خیال راحت سربازی‌شان را می‌خریدند و به دنبال زندگی خود می‌رفتند ولی آنهایی که پول نداشتند باید "آش" سربازی‌را با همه بدمزه‌گی‌اش می‌خوردند. این بود که کم‌کم صدای اعتراض مردم بلند شد و سازمان نظام وظیفه هم این طرح را برچید.

البته روایت دیگری هم هست که می‌گوید سازمان نظام وظیفه دچار مشکل مالی شده بود و می‌خواست پول جمع کند. چند سالی با طرح خرید خدمت سربازی کمبود بودجه‌اش را جبران کرد و بعد گفت که این طرح به فاصله طبقاتی دامن می‌زده و بساط آن را برچید.

در هر حال الان امیر ۲۲ ساله که در نهایت صحت و سلامت هم به سر می‌برد و بنابراین نمی‌تواند معافیت پزشکی بگیرد، هیچ راهی ندارد جز این که یا به خدمت سربازی تن بدهد و یا کفیل مادرش شود: «پدر و مادرم تصمیم گرفتند به صورت کاملا مقطعی ازهم جدا شوند و یک چندماهی بگذرد از طلاقشان و من بتوانم معافیت‌ام را بگیرم. با اینکه می‌دانم که اگر این اتفاق معلوم بشود، پیگرد قانونی دارد».

آیا دو سال رفتن به یک پادگان و تفنگ دست گرفتن یا کارهای دفتری کردن اینقدر وحشتناک است که یک زن و شوهر مجبور می‌شوند به خاطر اینکه فرزندشان به سربازی نرود از هم جدا شوند؟ مگر در آن دو سال چه به روز جوانها می‌آید؟ نظر امیر را در این باره می‌پرسیم: «مقوله‌ی سربازی در ایران مقوله‌ی جدایی‌ست. نمی‌دانم آدم توی ایران وقتی می‌رود سربازی از همه دنیاهای دیگر دور می‌شود، چه دنیای کاری، چه دنیایی که دوست دارد. کاملا دور می‌شود و اصلا یک فضای دیگر است، یک جای دیگر است و چون هیچ ارتباطی ندارد، دوباره تا بخواهد برگردد، به همان فضای قبلی زندگی‌اش، یک دوران خیلی زیادی می‌گذرد».

خدمت سربازی، دورانی برای سربه‌راه شدن؟

بعضی از پدر و مادرها البته معتقدند که سربازی آدم را "می‌سازد" . به‌خصوص برای جوانانی که کمی بی‌قیدند و خیلی مرتب و منظم نیستند و به قولی «باری به هرجهتند». 

شاهین در این مورد می‌گوید: «شاید کمی صبر و مقاومت آدم را زیاد کند که آن هم اگر آدم خودش بخواهد، خب می‌تواند زیاد کند. هر کسی هم که می‌گوید، بروی آنجا نظم و ترتیب یاد می‌گیری، راستش ما که کسی را ندیدیم برود آنجا اینجوری بشود. خیلی از دوستان من بودند که یک کمی بی‌خیال بودند. پدرشان فرستادشان سربازی که درست بشوند. درست که نشدند هیچی، بدتر هم شدند و حتی خیلی‌هاشان معتاد شدند. اعتیاد توی سربازی الان حرف اول را می‌زند. یعنی آنجا چون نمی‌دانم حالا به خاطر اینکه بیدار بمانند، چه کار بکنند، تحمل بکنند، خب رو به اعتیاد می‌آورند که این خیلی بد است».(خصوصآ حشیش)

مهرداد درویش‌پور، استاد جامعه‌شناسی معتقد است که چیزی بالاتر از یادگیری نظم و ترتیب و برنامه دادن به زندگی لازم است تا جوانان ترغیب شوند به خدمت سربازی بروند. به نظر او رابطه دولت و مردم یک رابطه دوطرفه‌ است که اگر یکی از طرفین وظیفه‌ا‌ش را خوب انجام ندهد، طرف مقابل هم از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کند. او می‌گوید: «اساسا برای اینکه جوانان یک کشور آمادگی حضور در خدمت وظیفه داشته باشند، یک نوع وفاداری به نظام سیاسی و حس میهن‌پرستی باید در آنها نیرومند باشد. در جامعه‌ای که دولت نماینده‌ی ملت نیست و تا آنجا که به رفتارش با جوانان برمی‌گردد، کوچکترین کمکی به رشد جوانان نمی‌کند، که سهل است، بلکه امکانات یک آینده‌ی مثبت را برای آنها از دورخارج می‌کند، جوانان ما هیچ راهی ندارند جز این که سعی بکنند از طریق یک راه حل شخصی مثلا فرار از کشور یا پیداکردن یک سرگرمی و یا پیداکردن یک راه شخصی برای خودشان،  آینده خودشان را محقق بکنند.  در چنین شرایطی انتظار اینکه جوانان بخواهند یک حس وفاداری داشته باشند و به خدمت سربازی بروند، اساسا توقعی بی جاست».

حالا اگر در این گیرودار ناگهان جنگی اتفاق بیفتد چه؟ حس وطن‌پرستی چه می‌شود؟ آیا جوانان از سربازی فرار می‌کنند یا حاضرند این بار به خاطر کشورشان به سربازی بروند و حتی بجنگند؟ نظر چند جوان ایرانی:

مهدی:«نه، به هیچ عنوان! برای چی دفاع کنم، از کی دفاع کنم؟ از چیزی که نداریم؟»

ایمان: «به هیچ عنوان این کار را نمی‌کنم، اصلا غیرممکن است این کار را بکنم. برای اینکه آنهایی که، میلیونها نفری که رفتند و خونشان ریخت، پایمال شد خونشان. باعث ثروت‌اندوزی یک سری آدمهای دیگری شده. پس من هم دلیلی ندارد بروم خون خودم را بریزم بخاطر هیچ».

علی: «نه هیچ وقت چنین کاری نمی‌کنم. چون هیچوقت کشورم از ما دفاع نکرده که ما هم اینجا از آن دفاع بکنیم».

در اینجا یادآوری می‌کنیم که قصد ما انجام کار آماری نبوده و فقط از چند جوان که حاضر به گفت‌وگو بودند، سؤال کردیم.

در هر حال این بخشی از واقعیت جامعه ماست. علتش هم، از نظر مهرداد درویش‌پور، به همان رابطه میان دولت و ملت برمی‌گردد: «این دقیقا نشان‌دهنده‌ی فروپاشیدن اعتماد یک ملت به یک دولت است. یعنی در جامعه‌ای که طبیعتا اگر مورد تجاوز بیگانگان قرار بگیرد، می‌باید قاعدتا حس میهن‌پرستی شدت بگیرد و با شدت‌گرفتن حس میهن‌پرستی آمادگی مقابله با متجاوزان وجود داشته باشد، آنچنان رفتار حکومت سیاسی ما نسبت به جامعه خشن، سرکوبگرایانه بوده و چنان فاصله میان دولت و ملت عمیق است که بسیاری از جوانان کوچکترین حس میهن‌پرستی برایشان باقی نمانده».

کمی هم شوخی با سرباز ها (که خودم هم دارم جزوی از آن میشوم)

آشخور: کسی که دوره آموزش رو میگذرونه - ناشی - بی درجه - (مشخصه:کچل-لباس خاکی)

پایه بوق: صفر کیلومتر - کسی که تازه آموزشیش تموم شده - (مشخصه اصلی:موی کوتاه اما نه کچل- درجه کج)

کج بان : همان پایه بوق - منتظر درجه (در اصل) -به دلیل خط کجی که به جای درجه بر دوش می زنند به این نام معروفند

درجه چسب زخم: همان درجه کجی که بعنوان انتظار درجه می زنند


پایه بالا : ریش سفید سربازان! - معادل سال بالایی دوران دانشگاه - (مشخصه: موی معمولی-درجه دارد)

تیمسار وظیفه ها: پایه بالاترین فرد در میان افسران وظیفه منطقه- کسی که هم درجه و هم سابقه اش بیشتر از تمام وظیفه های منطقه است

بابا خدمتی!: کسی که یکسال از اتمام آموزش و ورودش به محل خدمت گذشته باشد.

پسر خدمتی: کسی که یکسال با باباخدمتی خود تفاوت دوره داشته باشد!

موهات شونه خور شده: به کسی که کم کم در حال خروج از پایه بوقی است می گویند. یعنی که کم کم موهایت بلند شده و داری پایه بالا میشوی

جیم فنگ: دو دره بازی

پا بچسبون : احترام بگذار ( کنایه از کوبیدن کفشها به هم به نشان ادای احترام)

صدای پوتینهات رو نشنیدم! : یعنی احترام خوبی نگذاشتی- گاه به شوخی بین دو دوست هم گفته میشود)

سربازان زن ارتش روسیه

                                                             

سربازان هیز ارتش

من فکر میکنم به این سربازان ارتش ایران روزی ۵کیلو هم کافور بدهند کم است.

** در آخر هم باید اضافه کنم که خود بنده هم ۱۸/۶/۱۳۸۷ به خدمت مقدس سربازی اعزام می شوم یا به عبارتی منتظر دوران آشخوری هستم**

 

 

 

 


+ نگارش شده در پنجشنبه 24 مرداد1387ساعت 4:1 بعد از ظهر
توسط بهروز موضوع: |

beauti-pepole

بهروز

beauti-pepole

http://beauti-pepole.blogfa.com

ایرانی....... ایرانی باش...!!!

ایرانی....... ایرانی باش...!!!

ایرانی....... ایرانی باش...!!!

بهروز هستم 19 از تهران امیدوارم که از وبلاگ من خوشتون بیاد.این عکس مربوط میشود به سفر آخر من به جزیره زیبای کیش که در هتل شایان انداختم. ببخش زرتشت نه به خاطر اینکه سزاوار بخشیدن هستیم به خاطر اینکه تو لایق آرامشی

ایرانی....... ایرانی باش...!!!

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog